|
Article in other languages:
|
علی، بن ابیطالب (۱۳ رجب سال ۲۴ قبل از هجرت، ۲۱ رمضان ۴۰ قمری) پسرعمو، داماد و نزدیکترین اصحاب محمد ابن عبدالله، (پیامبر اسلام) و از اهل بیت پیامبر است. بنا بر روایات محمد او را به برادری خود برگزید و با او پیمان برادری بست.[۱] او از دیدگاه اهل سنت چهارمین خلیفه مسلمانان و از نظر شیعیان بنابر وصیت و سفارشهای محمد جانشین پیامبر و امام اول میباشد. دو کنیه معروف او «ابوالحسن» و «ابو تراب» است و بین گروههای مختلف با لقبهای گوناگونی (به مانند امیرالمومنین، اسدالله و حیدر کرار) خوانده میشود. مدت خلافت وی ۵ سال (از ۶۵۶ م تا ۶۶۱ م.) بود. او در مکه به دنیا آمد، پدرش ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بود. در خانه محمد پرورش یافت و در حالی که حدود ده سال بیشتر نداشت، اولین مردی بود که دعوت محمد به اسلام را پذيرفت و با او بيعت كرد. علی زمانی که پیامبر در مکه اسلام را تبلیغ میکرد و مورد آزار و اذیت مشرکان قرار میگرفت، یار و مددکار او بود. هنگام هجرت محمد، علی به جای وی در بسترش خوابید تا نقشه قتل پیامبر را خنثی کند و او بتواند از مکه بگریزد؛ سپس امانات وی را ادا نمود و به همراه فاطمه زهرا، مادرش و زنی دیگر به مدینه هجرت کرد. در سال دوم پس از هجرت محمد گفت که به فرمان خدا وی را به همسری دخترش فاطمه در میآورد که حاصل این ازدواج چهار فرزند از جمله حسن و حسین بود. در طول دورانی که پیامبر اداره جامعه مسلمانان در مدینه را بر عهده داشت علی او را یاری میکرد و در تمام جنگها به جز جنگ تبوک شرکت داشت. همچنین وی حامل پیامها و دستورات او بود. محمد هنگام بازگشت از آخرین حج خود در غدیر خم، او را «مولای مسلمانان» معرفی کرد و مردم با او بیعت کرده و تبریک گفتند و این از دید شیعیان به معنی معرفی علی به جانشینی پیامبر است.[۲] پس از درگذشت پیامبر در ماجرای انتخاب جانشین پیامبر بین او و ابوبکر اختلاف رخ داد.وی تا شش ماه از بیعت با ابوبکر سرباز زد و مدتی پس از درگذشت فاطمه زهرا به ظاهر با او بیعت کرد اما همچنان بر غصب خلافت از جانب وی عقیده داشت [۳][۴]. علی در دوران خلافت سه خلیفه اول جز در انتخاب خلیفه سوم فعالیت سیاسی نداشت و در جنگها شرکت نمیکرد و تنها گاهی در امور دینی، قضایی و سیاسی به خلفا مشورت میداد. [۵] [۶] پس از قتل عثمان، خلیفه سوم، علی با اصرار مردم خلافت را پذیرفت و از سال ۳۵ تا ۴۰ هجری قمری این منصب را بر عهده داشت. وی با مخالفت برخی از بزرگان قریش و عایشه مواجه شد. این امر منجر به بروز سه جنگ جمل، صفین و نهروان در دوران خلافتش شد. نهایتا ابن ملجم مرادی یکی از بازماندگان خوراج نهروان در مسجد کوفه به هنگام نماز صبح با شمشیر زهرآلود فرق او را شکافت و دو روز پس از آن در ۲۱ رمضان سال ۴۰ هجری درگذشت. علی پس از مرگش نیز تأثیر زیادی بر جامعه مسلمانان نهاد. از او احادیث، سخنرانیها، نامهها، اشعار و دعاهای فراوانی بر جاماندهاست که در کتابهای مختلف نظیر نهج البلاغه و غررالحکم، به جای ماندهاست. عموم مسلمانان او را برترین مفسر قرآن و عالم ترین شخص به دانش فقه میدانند.[نیازمند منبع] همچنین اکثریت صوفیه برای او مرتبه بالای ولایت را قائلند. فیلسوفان شیعه او را بنیانگذار فلسفه الهی میدانند. علاوه بر این مسلمانان او را به جهت کوششهای بیدریغ و از جان گذشتگیش در راه اسلام ارج مینهند و همچنین به خاطر شجاعت، کرم، گذشت، عدالت و بزرگواری اش نسبت به مردم او را دوست میدارند. به همین جهت در دانش، فرهنگ و هنر مسلمانان آثار فراوانی در مورد او و برای او ایجاد شدهاست.[نیازمند منبع]
تولد و دودمان
پدر وی ابوطالب و مادر وی فاطمه دختر اسد بود. علی و برادرانش (طالب، عقیل و جعفر) نخستین کسانی هستند که از دو سو (هم از ناحیه پدر و هم از ناحیه مادر) از نسل هاشم پسر عبدمناف هستند. او در روز جمعه سیزدهم رجب سال سیام عام الفیل مطابق با ۵۹۹ میلادی (ده سال قبل از بعثت محمد) در مکه و بنا بر روایات در مسجد الحرام و داخل کعبه به دنیا آمد.[۲] هنگامی که به علی حامله بود به طواف خانه خدا اّمد و در آن حال دچار درد زایمان شد. او پروردگار کعبه را به یاری طلبید. ناگهان دیوار کعبه شکافت. وی به درون خانه خدا داخل شد و در اّن جا «علی بن ابی طالب» را به دنیا آورد. [۷] تا امروز متولد شدن هیچ فردی در کعبه بجز تولّد علی در تاریخ ثبت نشده[نیازمند منبع] در مکهکودکیزمانی که علی شش ساله بود، در مکه قحطی شد و پدراو ابوطالب، دچار مشکل مالی گردید.محمد که خود در کودکی تحت سرپرستی ابوطالب قرار گرفته بود و در این زمان سنش از سی سال گذشته بود، برای سبک کردن بار عایلهٔ وی به او پیشنهاد کرد که سرپرستی علی را او بر عهده بگیرد. ابوطالب پذیرفت و علی از کودکی در خانه محمد و تحت نظر او قرار گرفت.[۳] و زیر دست او بزرگ شد و پرورش یافتن به دست محمد امتیازی بود که او آن را از شرافتهای خود بر میشمرد.[۴] [۵] و شاید همین امر ، پایهای برای توجیه سخن محمد در برادری با اوست. اسلام آوردنعلی که از کودکی در خانه محمد بزرگ شده بود، اولین مردی بود که پس از بعثت محمد به پیامبری، به او ایمان آورد. [۶] البته سنت گرایان که منکر باور شیعیان هستند او را از آن جهت که در آغاز اعلام نبوت محمد، نوجوانی بیش نبودهاست،نخستین مرد گرویده به اسلام نمیدانند. در سال سوم پس از بعثت، محمد از طرف خداوند وظیفه یافت تا اعضای خانوادهٔ خود را به اسلام دعوت کند. او به این منظور حدود چهل نفر از خاندان عبدالمطلب را به مهمانی ناهار دعوت کرد و در پایان آن مجلس سه بار از مهمانان درخواست کرد که به پیامبریش ایمان بیاورند و او را یاری کنند که از این جمع در هر سه بار فقط علی بود که آمادگی خود را اعلام کرد. پس از آن محمد گفت: ای خویشاوندان و بستگان من، بدانید که علی برادر و وصی و خلیفه پس از من در میان شماست.[۷] پس از اعلام علنی اسلاماز آنجا که بزرگان مکه جایگاه ویژهٔ خود را بر باد رفته میدیدند وآموزههای محمد را چشم نمیتوانستند داشت ، با او کین ورزیدند . چون او خود از خاندان بزرگ و نامور آن شهر بود ،آزار چندانی ندید اما گروندگانش بسیار شکنجه شدند تا بدان پایه که برخی شان کشته شدند . پایهٔ این باور سخت پیروان حضرت محمد، وعدههای شیرینی بود که او از سوی خدابه آنان میداد و در قرآن نیز مژدگانی بهشت خوانده شدهاست. هجرت به مدینهلیله المبیتچون بزرگان مکه از وعده به محمد و آزار رسانی به مسلمانان، سودی نجستند، در یک گمانه زنی، برآن شدند تا او را بکشند؛ اما باز به شوند (دلیل) جایگاه قبیلهٔ او، مقرر شد که از هر قبیلهای، کسی به کشتن او بیاید تا خونخواهان اش، خونخواهی نتوانند یارست. محمد به گفته خود،از سوی خدا بر مراد دشمنان، آگاهی یافت و در شبی که از آن به لیله المبیت یاد شدهاست،از مکه گریخت. در آن شب، علی در خوابگاه محمد، آرمید تا دشمنان، گریز او را پی نبرند. در مدینهزندگی خانوادگیمحمد، علی را از این فداکاریها بسیار گرامی میداشت .نیز از همین رو است که علی نیز پس از چندی با خانواده پیامبر ،به مدینه رهسپار گشت و به خلعت دامادی (شوی دختر )او درآمد . در جنگهای محمدعلی یکی از موثرترین جنگاوران سپاه محمد بود و در تمامی جنگهای پیامبر به جز جنگ تبوک او را همراهی کرد. او بیش از هر کس دیگری دشمنان محمد و اسلام را کشت، تا جایی که او را قتال العرب لقب دادند.[۹][۱۰] در جنگ احد و حنین که سپاه مسلمانان شکست خورد و گریخت، از معدود افرادی بود که با محمد باقی ماند و از جان او دفاع کرد و در جنگ خندق قهرمان عرب عمرو بن عبدود را شکست داد. در جنگ خیبر سپاه اسلام به فرماندهی او قلعههای مستحکم خیبر را فتح کرد. واقعهٔ مباهلهنوشتار اصلی: واقعه مباهله
علي در واقعه ي مباهله به اتفاق همسر و فرزندانش همراه محمد بود . از جمله فرقه هايي كه در مدينه با محمد به مخالفت شديد برخاستند مسيحيان اجمان بودند كه اسقف آنها فردي به نام ابوحارثه بود . در واقعه ي مباهله محمد به ابوحارثه پيشنهاد مباهله مي دهد . مباهله بدين معنيست كه دو گروه براي مشخص كردن حقانيت خود يكديگر را نفرين مي كنند تا مشخص شود كه حق با كدام طرف است. اين مباهله با حضور محمد و دخترش فاطمه به همراه علي و فرزندانش به عنوان پيروان اسلام و بزرگان مسيحي از جمله اسقف بزرگ مسيحيان اجمان روي داد كه در آن مسيحيان از داعيه ي خويش منصرف شدند و عملا حق را به محمد دادند. غدیر خمنوشتار اصلی: غدیر خم
در بین مسلمانان و از طریق شیعه و سنی به صورت متواتر نقل شدهاست، که پیامبر اسلام در غدیرخم درباره او گفتهاست: «هر کس من مولای او هستم، پس این علی مولای اوست». سپس مسلمانان با علی پسر ابیطالب بیعت کردند. شیعیان این عمل را دلیلی بر خلافت و جانشینی بلافصل او پس از محمد بن عبدالله عنوان میکنند.[۸] و اهل سنت نیز ، این را تنها از سر مهر پیامبر به علی میدانند و باور دارند که پیامبران هیچ از خود به ارث نمیگذارند حتا حق جانشینی و خلافت را. جانشینی محمدزندگی پس از محمدزمامداری علیعلی پس از رویداد کشته شدن عثمان خلیفهٔ سوم توسط سیل مسلمانانی که به او هجوم آورده بودند به فرمانروایی برگزیده شد. او بار دیگر بیت المال را به تساوی بین عموم مسلمانان تقسیم کرد و دست آزمندان را از دارالخلافه مسلمانان کوتاه کرد. پایتخت او در ابتدا شهر مدینه بود. عدهای از یاران گذشتهٔ علی و محمد مانند طلحه و زبیر توقع حکومت بصره و کوفه را از علی داشتند که با مخالفت او روبرو شدند. آنها به تشویق مروان پسر حکم (مشهور به چلپاسه) به همراه عایشه دختر ابوبکر و از همسران محمد به مخالفت وی پرداختند و قتل عثمان را به اشارات علی قلمداد کردند و به بهانه «خونخواهی عثمان» شهر بصره را تصرف کردند. این تحریکات باعث رخداد نبرد بصره شد که چون عایشه بر شتری سرخ مو سوار بود جنگ جمل نام گرفت. علی در آن جنگ پیروز گشت و مرکز زمامداری خود را از مدینه به کوفه تغییر داد. پس از آن با مهمترین دعویدار زمامداری یعنی معاویه پسر ابوسفیان که از طایفهٔ بنیامیه بود و با او دشمنی داشت و برای خود در شام حکومتی پرقدرت برپا کرده بود به مخالفت پرداخت و وی را عزل نمود. ولیکن معاویه فرمان نپذیرفت و کشته شدن عثمان را بهانه قرار داده و از علی خواست که قاتلین عثمان را به وی تحویل دهد. علی هم اعلام کرد قاتلین عثمان پیش وی نیستند و با خلیفهگری معاویه مخالفت کرد. معاویه پیراهن خونین عثمان را بهانهٔ شورشی بر علیه علی کرد و جنگ صفین را به راه انداخت. پس از ۱۱۰ روز جنگ سرانجام کار به داوری گذاشته شد و عمروعاص که حکم از سوی معاویه بود با فریب ابوموسی اشعری که حکم تحمیل شده به علی از جانب گروهی از سپاهیان او بود که بعدها خوارج نام گرفتند، [۹] اعلام کردند، معاویه خلیفهٔ مسلمانان است. این امر موجب شورش گروهی از سپاهیان علی شد. این گروه خوارج نام گرفتند. علی ابتدا آنها را به گفتگو فرا خواند، ولی پس از آن که خوارج پیکهای او را کشتند[نیازمند منبع]، به جنگ با آنان پرداخت و تار و مارشان کرد.علی قبل از خلافت ۲۵ سال خانه نشین بود و در این دوران خلفای وقت از مشورت و تدبیر وی استفاده میکردند بویژه در زمان خلیفه دوم عمر که این همکاری در مدیریت سیاسی به اوج رسید که این دوران رامیتوان دوران گسترش اسلام دانست. وی سرانجام در مسجد کوفه به دست یکی از خوارج به نام ابن ملجم مرادی در سال ۴۰ هجری هنگام نماز صبح کشته شد. جنگهاسیاستکشتهشدنپیمان بستن خوارجتاریخ نویسان مانند ابومخنف و اسماعیل بن راشد مینویسند: گروهی از خوارج در مکّه اجتماع کردند و با هم به گفتگو پرداختند و از زمامداران یاد کردند و رفتار آنها را زشت شمردند و از نهروانیان (که در جنگ با علی به هلاکت رسیده بودند) یاد کردند و اظهار ناراحتی نمودند تا اینکه بعضی از آنان گفتند: خوب است ما جان خود را به خدا بفروشیم و نزد این زمامداران گمراه برویم و در کمین آنان قرار گیریم و آنان را بکشیم و مردم شهرها را از دست آنان آسوده کنیم و انتقام خون برادران شهیدمان را که در نهروان کشته شدهاند بگیریم همه آنان این پیشنهاد را پذیرفتند و هم پیمان شدند که پس از مراسم حجّ، طرح خود را دنبال کنند.[۱۰] در این اجتماع، عبدالرّحمن بن ملجم عهده دار کشتن علی گشت. برک بن عبداللّه تمیمی کشتن معاویه را پذیرفت. و عمرو بن بکر تمیمی تصمیم به کشتن عمروعاص گرفت. این سه نفر با هم پیمان بستند و توافق کردند که شب نوزدهم ماه رمضان، به آن اقدام نمایند و سپس از همدیگر جدا شدند و در انتظار اجرای نقشه خود بودند. ابن ملجم که از قبیله کِنده بود با رعایت مخفی کاری، از مکّه به سوی کوفه رهسپار شد و با یاران خود در کوفه ملاقات کرد و برای اینکه نقشه اش فاش نشود، آن را به هیچ کس نگفت.[۱۱] دیدار ابن ملجم با قُطّامابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه به نقل از مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی مینگارد که، ابن ملجم در کوفه با قطّام دختر اخضر تیمی بود که پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست علی کشته شده بودند دیدار کرد و عاشق و شیفته او شد، به طوری که در همان مجلس از او خواستگاری کرد. قطام به عنوان مهریه کشتن علی را درخواست کرد و ابن ملجم پذیرفت. به دنبال این جریان، قُطّام از وردان پسر مجالد که از قبیله «تیم رباب» درخواست کرد که ابن ملجم را یاری نماید. از سوی دیگر، ابن ملجم نزد یکی از خوارج از قبیله اشجع که نام او «شبیب بن بجره» بود رفت و داستان را به او گفت و از او کمک خواست و سرانجام ابن ملجم همراه وردان و شبیب، به مسجد اعظم کوفه رفتند تا نقشه خود را دنبال کنند. قُطّام در مسجد کوفه معتکف شده بود و برای گذراندن اعتکاف خود، خیمهای در مسجد برای خود برپا کرده بود، به قُطّام گفتند:«ما راءی خود را بر کشتن این مرد (علی) هماهنگ کردهایم»، قطام چند تکّه پارچه حریر خواست و سینههای آنان را با آن پارچهها محکم بست و آنان شمشیرها را به کمر بسته، به راه افتادند و کنار دری آمدند که علی از آن در برای نماز وارد مسجد میشد و در آنجا نشستند. قبلاً اینان، اشعث ابن قیس را نیز از نقشه خود آگاه کرده بودند، او هم قول یاری به آنان را داده بود و آن شب به آنان پیوست تا آنان را در اجرای توطئه قتل، کمک کند.[۱۲] ضربت خوردنعلی سحر شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، از خانه به سوی مسجد روانه شد. ابن ملجم از آغاز آن شب در کمین وی بود. او (طبق معمول) به مسجد آمد و مثل همیشه خفتگان را برای نماز بیدار میکرد، ابن ملجم در میان خفتگان بیدار بود. وی خود را به خواب زده و کارش را پنهان نموده بود که ناگهان برخاست و به علی حمله کرد و شمشیر زهرآگین خود را بر فرق علی وارد نمود. در روایات دیگر این گونهاست که بعد از اینکه علی در محراب مشغول خواندن نافله صبح یا نمار صبح شد و هنگامی که از سجده رکعت اول بر میخواست، ابن ملجم با شمشیر زهر آلود بر فرق او، همان جایی که قبلا در جنگ خندق توسط عمرو بن عبدود زخم برداشته بود، زد[۱۳] و علی فریاد زد: «قسم به پروردگار کعبه رستگار شدم.» مرگعلی پس از این حادثه دو روز بستری شد، تا اینکه در ثلث آخر شب بیست و یکم، قبل از سپیده دم شب جمعه ۲۱ ماه رمضان سال چهلم هجرت، بر اثر ضربتی که بر فرقش زدند درگذشت. او هنگام مرگ ۶۳ سال داشت. به دستور علی، کار غسل و کفن نمودن او را دو پسرش حسن و حسین انجام دادند، سپس جنازه علی را به سوی سرزمین «غری» یعنی نجف بردند و در آنجا به خاک سپردند و طبق وصیتش، قبرش را پنهان کردند. قبر علی در دوران زمامداری بنی امیّه، همچنان مخفی بود تا اینکه با از میان رفتن بنی امیه و رفع خطر خوارج در زمان بنی عباس، قبر او توسط امام صادق به شیعیان شناسانده شد.[۱۴] زندگی علی در زمان حیات محمدعلی از آغاز بعثت محمد تا درگذشتن وی، پیامبر را یاری میکرد. او برای محمد به هنگام اعتکاف در غار حرا غذا میبرد. در هنگامی که محمد بعد از سه سال دعوت پنهانی، برای اجرای آیه ۲۱۴ سوره شعراء، خویشان خود را به اسلام فراخواند و از آنها یاری خواست، تنها علی که ۱۴ سال داشت به یاری او برخاست. در ليلة المبيت که بزرگان مکه گروهی جنگاور را برای کشتن محمد به خانهاش فرستادند، بنا بر روایات علی در جای محمد خوابید، تا مکیان متوجه فرار او نشوند. علی در سال دوم بعد از هجرت (۲ هجری قمری) با فاطمه دختر محمد ازدواج کرد و در خانهای کنار خانهٔ محمد اقامت گزید. در واقعه برائت از مشرکین، محمد سورهٔ توبه را به وسیلهٔ او به مکیان ابلاغ کرد. در فتح مکه پرچم اسلام به دست او بود و با شعار امروز روز مرحمت است[۱۵] وارد مکه شد، سپس با پیامبر وارد خانهٔ کعبه شد و بر دوش او رفت و بتها را شکست. در روز غدیر محمد او را به عنوان ولی مومنین معرفی کرد و فرمود «هر کس من مولای اویم، پس علی مولای اوست»، بین مذاهب مختلف اسلام تفسیرهای متفاوتی از واژه ولی شدهاست.[۱۶] او وصی محمد بود و پس از مرگش بدن او بنا به وصیت خود وی به دست علی غسل و کفن شد و بر او نماز خوانده شد و در خانه خودش به خاک سپرده شد. زندگی علی از مرگ پیامبر تا پیش از زمامداریعلی پس از مرگ پیامبر خود را وصی و جانشین مشروع او میدانست. چراکه چندین بار، از جمله در واقعه غدیر خم از سوی پیامبر به عنوان وصی و جانشین بر حق برگزیده شده بود. او حاضر به بیعت با ابوبکر نشد و زمانی که مدتی پس از درگذشت فاطمه زهرا به ظاهر با ابوبکر و سپس عمر و عثمان بیعت کرد، در شرایطی بود که مسلمانان از یاری او روگردانده بودند و علی در پی حفظ وحدت مسلمانان بود. وی همواره سه خلیفهٔ نخست را غاصبان حقش میدانست.[۱۱][۱۷] ویژگیهابرای علی، ویژگیها و خصائص بسیاری بر شمرده شدهاست. علی عین عدالت و حقیقت است. او در سخنوری و ادبیات چیره بود. ادبای عرب سخن او را شیواترین سخن پس از قرآن میدانند.[۱۸] به طوری که وابستگان بنی امیه علی رغم دشنام گفتن به وی، گفتارش را از حفظ میکردند، تا بیانشان شیوا شود.[۱۹] بخشی از گفتارها و نوشتارهای وی توسط سید رضی در کتابی به نام نهج البلاغه جمع آوری شدهاست حدود یازده جلد نیز مستدرک نهج البلاغه تدوین شده است. علاوه بر آن مجموعه روایات وی در کتاب غرر الحکم جمع شدهاست. بین مسلمانان خصوصاً شیعیان مقام عرفانی، علم، شجاعت، عدالت، صبر، کمک به بینوایان و ساده زیستی علی مورد ستایش قرار گرفتهاست. از میان مسلمانان غیر شیعه ابن ابی الحدید به شرح نهج البلاغه پرداختهاست. علاوه بر آن بسیاری از شخصیتهای غیر مسلمان نظیر جرج جرداق مسیحی، نویسنده کتاب «امام علی صدای عدالت انسانی» او را ستودهاند و توماس کارلایل، فیلسوف انگلیسی درباره او گفتهاست: «..شهادت او، بر اثر شدت دادگریاش بود...»[۲۰] و جبران خلیل جبران دیگر نویسنده و شاعر مسیحی درباره او مینویسد: «..عرب حقیقت مقام و قدر و منزلت علی را نشناخت. اما از میان همسایگان ایرانینژاد عرب، مردانی برخاستند، که گوهر و سنگریزه را به خوبی از یکدیگر باز شناختند.»[۲۱] بسیاری از شاعران کهن و معاصر ایرانی، در مدح علی اشعار گوناگون سرودهاند، از جمله مولانا در مثنوی و از معاصرین غزل بسیار زیبای شهریار که با این مطلع شروع میشود: «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را ـ که به ماسوا فکندی، همه سایه هما را». زن در نگاه علیخطبهای منسوب به علی در نهج البلاغه روایت میکند که پس از جنگ جمل، علی سخنان زیر را خطاب به عایشه و زنان مانند او[۱۲] بیان کرد:
شیعیان همواره به صحت تاریخی نهج البلاغه معتقد بوده اند؛ اکثر علمای اهل سنت نسبت به موثق بودن آن مشکوک بودهاند، و مورخین غربی عموماً صحت بخشهای عمدهای از آن تأیید کرده اگر چه تأیین صحت بخشهایی دیگر از آن را مشکل میدانند.[۱۵] بگفته عبدالکریم سروش این حدیث آنچنان با نحوه تفکر رایج در فرهنگهای پیشین سازگار بوده، که کسی از مفسرین نسبت به صحت تاریخی این نقل قول مشکوک نشده بود و در نقل و تفسیر آن مشکلی نمیدید زیرا دیدگاه رقیبی از زن وجود نداشته که دیدگاه سنتی را به چالش بکشد.[۱۶] محمد حسین فضل الله، از مراجع تقلید معاصر شیعه در لبنان، انتساب این گفته به علی را به چالش کشیده، و معتقد است که قرآن تصویری بسیار متفاوتی از زن ارائه میکند.[۱۷] بگفته محمد حکیمی از اساتید حوزه علمیه قم، چیزی در قرآن در مورد نقص فکری زنان نیامدهاست و توصیف صرفاً اشاره به وضعیتی است که زنان آن زمان در آن قرار داشتند و مربوط به زنان در تمام دورانها و جوامع نمیشود. به عقیده حکیمی جهت فهم منظور علی از «نقص عقل» باید تمامی نقل قولهایی که از او در این زمینه وجود دارد را جمع کرده (که خیلی از آنها نقص عقل را به طبقههای اجتماعی و افراد زیادی، اعم از زن و مرد، نسبت دادهاست) و نحوه استعمال این لفظ را از مجموعه این نقل قولها استخراج کرد و صرفاً به یک نقل قول خاص ننگریست. بعلاوه به گفتارهای علی باید در سایه قرآن نگریست.[۱۸] رضا اصلان در رد انتساب نقص عقل به زنان اینگونه استدلال میکند که سیرههای محمد مکرراً صحبت از مشورت او با زنانش و پیروی او از نظرات آنها (حتی در موضوعات نظامی) میکنند. اصلان معتقد است که مرد بودن غالب مفسرین بصورت تاریخی باعث شده به نقطه نظرات زنان توجه متعادل نشود و یکی از دلایلی بوده که چنین تناقضات درونیای مورد بحث قرار نگیرند.[۱۹] به گفتهٔ عبدالکریم سروش گفتارهایی که درباره زنان در نهج البلاغه آمده به دو دسته تقسیم میشوند: آنهایی که استدلالی برای گزاره شان میآورند، و آنهایی که نمیآورند. هنگام بررسی آن گفتارهایی که استدلال میآورند، امکان اشکال وارد کردن به استدلال وجود دارد: به عنوان مثال در روایت بالا، کسی اینگونه میتواند استدلال کند که اگر زنان در هنگام حیض نماز نمیخوانند و یا روزه نمیگیرند، دلیل نقص ایمان آنها نیست، بلکه بر عکس اثبات ایمان آنها است زیرا از گفته پیامبرشان در این مورد پیروی میکنند. و پیروی از نهیها همانند پیروی از دستورات است، و در نزد خدا روح عمل مهم است و نه شکل آن. اگر گفته شده که ارث آن کمتر است، این اثباتی بر اینکه آنها کمتر از مردان هستند نیست و دلیلی بر اینکه نباید با آنها مشورت کرد یا به آنها موقعیتهای اجتماعی یا سیاسی نداد، وجود ندارد. هیچ استدلال منطقی که ارث کمتر را به کمتر بودن زنان ربط دهد وجود ندارد؛ اگر ارث کمتر میگیرند دلیلش این است که به آنها اینگونه گفته شدهاست. بگفته سروش در مورد احادیثی که استدلالی نمیآورند، دو دیدگاه وجود دارد: یکی اینکه آن را محدود به دوران خاصی و شرایط اجتماعی ای میکند که علی در آن میزیسته، و برای تعمیم آن به تمام دورانها و جامعهها استدلال میطلبد و دیدگاه دیگر بر عکس آنها را کلی در نظر گرفته و برای محدود کردن آن به یک دوران خاص دلیل میطلبد. و اینکه از این دو دیدگاه کدام را اتخاذ کنیم از متن به تنهایی به دست نمیآید و بسته به نقطه نظر شخصی که از خارج به این متون نگاه میکند دارد.[۱۶] علی دشتی به تأویل این گونه روایات پرداخته است. به عقیده ی وی نقصان امروزه معنی کم و کاست گفته است و در گذشته به معنی تفاوت بوده است. یعنی در این روایت بیان شده عقل زن و مرد متفاوت و متمایز است. همچنین در گفتاری از وی خوابیدن زن را بدون اینکه خود را بر شوهر خود عرضه کند حلال ندانستهاست.[۲۰] علی از دیدگاه شیعهاز دید شیعیان تنها ابلاغ وحی و شریعت که وظیفه پیامبر است، برای رستگاری کافی نیست. بلکه امت برای نزدیکی به خدا و همچنین برای رشد سیاسی و اجتماعی نیاز به امام دارد. به عبارت دیگر امامت فراتر از زمامداری و جانشینی پیامبر است و جانشینی پیامبر یکی از جنبههای آن است. فرزندان علیدر اینجا به ذکر فرزندان علی و تعداد آنان و نامهای آنها میپردازیم و به مختصری از امور مربوط به آنان اشاره مینماییم. علی دارای ۲۸ فرزند پسر و دختر بود: ۱ - حسن ۲ - حسین ۳ - زینب ۴ - زینب صغری که کنیهاش ام کلثوم بود ۵ - محسن ((مادر این ۵ فرزند، فاطمه دختر محمّد است)). ۶ - محمّد (معروف به محمّد حَنَفیّه) که کنیه اش ابوالقاسم بود، مادرش ((خَوْله)) دختر جعفر بن قیس الحنفیّه نام داشت. ۷ و ۸ - عمر و رقیّه که دوقلو بودند و مادرشان ((ام حبیب)) دختر ربیعه بود. ۹ - عباس. ۱۰ - جعفر. ۱۱ - عثمان. ۱۲ - عبداللّه. ((این چهار نفر در کربلا همراه برادرشان امام حسین کشته شدند، مادرشان ((اُمّ البنین)) دختر حزام بن خالد بن جعفر بن دارم میباشد)). ۱۳ - محمد اصغر که کنیهاش ابوبکر بود. ۱۴ - عُبیداللّه (این دو فرزند نیز در کربلا همراه برادرشان امام حسین کشته شدند مادرشان ((لیلی)) دختر مسعود دارمی است). ۱۵ - یحیی که مادرش ((اسماء بنت عُمیس خثئمی)) بود. ۱۶ - اُمّ الحسن. ۱۷ - رمله (مادر این دو ((اُمّ سعید)) دختر عُروة بن مسعود ثَقَفی بود). ۱۸ - نفیسه. ۱۹ - زینب صغری. ۲۰ - رقیه صغری. ۲۱ - اُمّ هانی. ۲۲ - ام الکرام. ۲۳ - جمانه که کنیهاش اُمّ جعفر بود. ۲۴ - امامه. ۲۵ - اُمّ سلمه. ۲۶ - میمونه. ۲۷ - خدیجه. ۲۸ - فاطمه (این یازده نفر از مادران مختلف بودند). ۲۹- هلال پسر علی ۳۰-سهل بن علی(حاصل ازدواج علی با خواهر عمر خلیفه دوم است و مزار او در شهر یزد است)[نیازمند منبع] احادیث و آیات درباره علی۱- حدیث غدیر: «... هر که من ولی و سرپرست اویم پس این علی نیز سرپرست و ولی اوست.» سند حدیث: این حدیث را ۳۵۰ نفر از مفسران و دانشمندان و تاریخ نویسان از اهل سنت با مدارک زیاد در کتاب خود آوردهاند که نام این اشخاص در کتاب الغدیر نوشته علامه امینی آورده شدهاست. توضیح کوتاه: واژه «مولی» در این حدیث بر طبق شواهد مستند موجود در کتب اهل سنت و شیعه به معنای «اولی به تصرف» است.[نیازمند منبع]
«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها میگذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیت خودم. مادام که شما به این دو دست بیازند هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمیشوند.» سند حدیث: این حدیث را ۲۰۰ نفر از علمای اهل سنت نقل کردهاند که میر حامد حسین نام این اشخاص را آوردهاست. همچنین صحّت این حدیث توسط رسالهای که «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در مصر در چند سال پیش در مورد این حدیث چاپ کرد به اثبات رسیدهاست. توضیح کوتاه: کسانی که تا روز رستاخیز پیوند ناگسستنی با قرآن دارند باید مانند خود قرآن از خطا و اشتباه معصوم باشند و لازمه این دو مقام (مصونیت از گناه و اشتباه) آنست که قول و فعل اهل بیت در اسلام حجت باشد. چنان که اعتقاد شیعه همین است.
«مَثل ِ اهل بیت من در میان امتم همانند کشتی نوح است. هر کس وارد آن شد نجات یافت و هر کس به آن پناه نبرد غرق گردید.» سند حدیث: این حدیث متواتر را ۹۰ نفر از علمای اهل سنت نقل کردهاند که نام آنها را مرحوم میر حامد حسین در کتاب «عبقات الانوار» آوردهاست.
«... سو گند به آن که جانم به دست اوست این شخص - علی - و کسانی که پیرو و شیعه اویند در قیامت رستگارند.» سند حدیث: این حدیث را سیوطی (دانشمند سنی مذهب) در کتاب «درّالمنثور» آوردهاست. آیاتی در بیان فضایل و مقامات علی:[۲۲]
جستارهای وابستهپانویس
۱- ترجمه فارسی تفسیر المیزان اثر علامه طباطبایی ج۲۰ ص ۲۱۳، ۲- تفسیر مجمع البیان اثر فضل بن حسن طبرسی، ۳- ترجمه فارسی تفسیر المیزان اثر علامه طباطبایی ج۶ ص ۴ تا ۳۵، ۴- تفسیر نمونه اثر آیت الله ناصر مکارم شیرازی ج ۵ ص ۴ به بعد، ۵- ترجمه فارسی تفسیر المیزان اثر علامه طباطبایی ج ۱۱ ص ۶۶، ۶- همان ج ۱۶ ص ۴۶۳، ۷- همان ج ۴ ص ۶۱۷ منابع
مآخذشناسیعناوین کتب مرجع: [۳۰](مجموعه جامعه از احادیث، اشعار و... مربوط به غدیر خم)
منابع دیگر
پیوند به بیرون
Questions for article: |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
This article is from Wikipedia. All text is available under the terms of the GNU Free Documentation License.
IHS Europe: Infrared Heating Systems for Home and Business.